
قافیه شعر خدا*
یکی بود یکی نبود و بگو تو کجا بودی
آری میدانم که تو بعد از خدا بودی
آب و خاک درهم ریخته شد و تن معنا گرفت
یادت می آید روزی را که از جنس گِل بودی
روحی در گِل دمیده شد و غوغا کرد
مطمئن باش که بی روح بی معنا بودی
این روح در اوج دمیدن به معرفت رسید
تو در این راه همان مسافر بی پروا بودی
گفتی یا رب اهدنا الصراط المستقیم
گر غیر از این میرفتی بی شک گمراه بودی
تا که عش از در رسیدو دیده رادر خون نشاند
بدان که تو بی عشق ذلیل و رسوا بودی
دور و برت پر از شیاطین و گناه بود
اما میدانم که تو معصوم و بی گناه بودی
لبیک گفتی دعوت حق را در احرام سفید
آری تو همان قافیه شعر خدا بودی
*منظور از قافیه شعر خدا انسان معصوم و پاک سرشت است.
سجاد احمدیانی 28/3/1387 پاوه
! کلیه حقوق اشعار این وبلاگ مربوط به سجاد احمدیانی بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج نام شاعر و وبلاگ هورامان ممنوع میباشد.





